يحيى دولت آبادى

111

حيات يحيى ( فارسى )

مىكند و باج راه مخصوص ميگيرد و اعتنائى بحكومت اصفهان ندارد . خلاصه وارد كاشان شده در سرحد حكومت كاشان مأمورين كاشانى ما را متوقف ساخته تحقيقات كردند و يادداشت نمودند هويت ما را پرسيدند و اينكه از كجا آمده بكجا ميرويم و براى چه كار مسافرت كرده‌ايم و كجا منزل خواهيم كرد بديهى است اين براى راپرت دادن بسردار جنگ است كه بداند كى بكاشان وارد شده و كى خارج گشته است و هم از عايدات راه كه در مقابل آنچه ميگيرند قبض چاپى سوش دار ميدهند آگاه بوده باشد اينها در سرحد و در نقطه‌هاى مهم تلفن دارند اخبار را بهم ميرسانند و اگر شخص معروفى وارد شد با تلفن بمركز اطلاع ميدهند و از روى همين نظم و ترتيب بود كه ساعتى بعد از ورود ما بكاشان كسى از طرف سردار جنگ آمده تبريك ورود گفت و تقاضا كرد برويم به منزل او و اگر نميخواهيم برويم او بديدن ما بيايد . همسفر من حسن خان اجلال السلطنه صدرى كه شخص بااحتياطى است از رجال دولت احتياط كرد كه از سردار ياغى دولت ملاقات كرده باشد به اين سبب جواب مبهمى بفرستادهء سردار داده بيش از يكى دو ساعت در كاشان توقف نكرده روانه شديم از خيابان وسط شهر ميگذشتيم كه كبكبهء سردار جنگ نمودار شد سوار اسب است و شايد بيش از يكصد نفر پياده مسلح و غير مسلح اطراف او را گرفته بديدن ما ميآيد همين كه ارابهء ما را ديد توقف كرده خوشباش به يكديگر گفته روانه شديم و البته از رفتار ما دلتنگ شد . از كاشان گذشته تا سرحد اين حكومت و از آنجا تا سرحد حكومت اصفهان همه جا امن بود چه مأمورين ياغيان عمليات راهزنى خود را در خارج از حوزهء اقتدار خويش انجام ميدادند و از اين سبب ناامنى در حدودى بود كه مامورين گرسنهء دولت اداره ميكردند . خلاصه باصفهان ميرسيم اصفهان تا زمان كمى پيش از اين با بودن يك حاكم بيحال از طرف دولت اختياراتش در دست ياغيان جوزانى بوده است كه هنوز هم جنوب اين شهر در تحت قدرت آنهاست جوزان يكى از توابع اصفهان است كه رضا خان